وقتی خبر فوت علی کردان رو شنیدم بی صبرانه در انتظار عکس العمل مردم اطرافم بودم با خودم فکر میکردم شاید از فردا براش کلی لطیفه بسازن یا بهش ناسزا بگن یا شایعه های عجیب و غریب براش بسازن اماباورم نمیشد به هر قشری که میرسیدم از مهندس و معلم و کاسب و حتی آدمهای سیاسی که از رفتار گذشته اون حسابی شاکی بودن فقط یه چیز میشنیدم "حالا که دستش از دنیا کوتاست براش دعا کنید" . این روزها کاملا معنای صفت و موصوف "ملت شریف" رو با گوش و پوستم احساس میکنم کاش اوناییکه اول هر سخنرانیشون این صفت رو به کار میبرن هم یه کم عمیق بهش فکر کنن و حرفشون رو قبول داشته باشن
۲. هفت بانده شدن خیابان ولیعصر
باورکنید که دروغ نمیگم تازگیها خیابون ولیعصر به هفت باند تقسیم شده که این هفت باند متشکل است از تردد اتومبیل از میدان ولیعصر تا تجریش(یکطرفه). تردد اتوبوس به صورت دو طرفه تردد وموتور در دو گوشه سمت چپ و راست خیابون هرکدام به صورت دوطرفه . شایان ذکر است که در این میان شاعر میفرماید سعدیا عابر غلط کرده حق تردد داشته باشه کلا.
۳.توقیف می نمیشود آنم آرزوست
اگر توی این اوضاع که روزنامه ها به دلایل معدودی در حد انگشتان یک دست توقیف میشن و هر روزنامه ای هم که توقیف میشه دیگران اصلا نمیپرسن چرا فقط در جواب میگویند "وا!؟"یه روزنامه به دلیل کاملا متفاوت که هیچ ربطی هم به هیچی نداره توقیف بشه چی میشه؟ هیچی اینم یه حادثه است دیگه نه؟ نشون میده که همه حواسشون به همه چی هست مگر این که خلافش ثابت بشه
۴.در پایان با تشکر از کلیه خوانندگان . یادآور میشوم که بنا به اتفاقات واصله و این که ما در حال حاضر قصد داریم برای یک سری عملیات سازندگی بالندگی و غیره وقت خود را به یک سری مسائل پیش پا افتاده فرهنگی محدود کنیم لذا از همین جا و از پشت همین تریبون اعلام میکنیم که. .... هیچی کلا میخواستم ببینم این کلمات کنار هم بذارم چه شکلی میشه![]()
شخصی نویسی در حد لالیگا
۲. وقتی داشتم تئاتر رمولوس کبیر رو نگاه میکردم یاد ملک الشعرای بهار و شعر مرغ سحر ش افتاده بودم شاید هیچکدوم از ما تا به امروز حس اون شعر رو درک نکرده بودیم اما.......
۳. فکر نکن متوجه طعنه ظریفت نشدم درسته که ساعت ۱۲ شب بود و تو با من حرف نمیزدی اما هرچقدر هم زیرک باشی واسه ما شکلاتی(نه ببخشید اون لات بود) .به هر حال قبول کن که تو هم مقصر بودی اگه قبول نداری بیا گفتمان کنیم چون من اهل اغتشاشات نیستم راستی چسبم خودتی!
۴.هرگز فراموش نمیکنم. آیا تو هم......
۵. هیچ وقت دلم نمیخواست رئیس باشم چون میدونم که اینطوری از زندگیم لذت نمیبرم اما از مرئوس بودن هم بدم میاد چون ممکنه یه رئیس بی معرفت چشمش رو روی محبتات ببنده وبهت بگه عوضی بیشعور و اونوقت تو فقط بگی احترام سن سالتون رو دارم واقعا این احترام سن سال دست و پام رو بسته وگرنه رئیس ما میتونست خشم گیدورارو بدون جلوه های ویژه در حجم یک اتاف مشاهده کنه والا با این گیدوراهاشون....لعنت خدا به این احترام سن و سال
۶. خدا رو شکر میکنم که دوستهای خوبی مثل لیلی گلدیس و چند نفر دیگه دارم کسانی که وقتی اشکات رو میبینن برات گریه میکنن و وقتی میخندی ا باهات میخندن. اما خیلی چیزا احتیاج به خیلی چیزای دیگه داره تا خیلی از مشکلات رو حل کنه کاش روزی بیاد که خودم هم به داد خودم برسم
۷. امیدوارم خدا نه دیگه من رو امتحان کنه و نه تو رو برات آرزوی خوشبخیتی میکنم اما نه اون خوشبختی که قبلا برات آرزو میکردم آخه یه طرف این خوشبختیت دیگه نیست پس رسیدن بهش محاله
۸.میدونی ظرف من چه شکلیه ؟ یه میوه خوری پایه بلند که حالا یه طرفش یه ترک عمیق خورده. راستی ظرف تو چه شکلیه؟
آدمك مرگ همينجاست بخند
دستخطي كه تو را عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست بخند
آدمك بچه نشي گريه كني
كل دنيا چو روياست بخند
آن خدايي كه بزرگش داني
به خدا مثل تو تنهاست بخند
معجزه!
عید همه مبارک!
چند خطی درباره رفاه شهری یا: کشک رو بده بالای سفره عزیزم
زمان: ساعت ۶ بعد از ظهر یک روز به شدت بارانی
موقعیت شخصیت داستان: عجله داشتن
من: الو سلام من ۲۰ دقیقه دیگه میرسم اینجا یه کم ترافیکه
من ۲۰ دقیقه بعد: الو من ۲۰ دقیقه دیگه میرسم خیلی ترافیکه
من ۴۰ دقیقه بعد: الو ماشینا راه نمیرن اما نزدیکم الان میرسم
من ۶۰ دقیقه بعد یا همون یک ساعت خودمون: الو آقای راننده داره با یه مسافر سر کرایه گفتمان در زمینه بوکس میکنه این راند تموم بشه ان شا الله راه می افته میام
من یک ساعت و ۵ دقیقه بعد: الو آقای راننده زد به ماشین جلویی داره مشکل رو حل وفصل میکنه الان دیگه میرسم
من بعدش: الو راننده رو توجیه کردن الان داره میره بیمارستان من با مترو میام
من: الو... الو.... اون خانمه:مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
من: الو انتن ندارم چی میگی ؟ دارم میام
من: الو....همون خانمه: مشترک محترم !حالیته بارون اومده؟ نکنه توقع انتن هم داری والا !
من یک ساعت و نیم بعد: الو سلام من دارم با مترو میام اما الان ۲۰ دقیقه است مترو ایستاده میگن خراب شده قول نمیدم ۲۰ دقیقه دیگه بیام اما میرسم
من بعدترش: الو... یه ایستگاه جلوترم چی؟ برو خدا رو شکر کن چرا غر میزنی مردم همین مترو رو هم ندارن
من: الو... چی؟ انرژی هسته ای حق مسلم کیه؟
من: الو مترو خراب نشده میگن اعتصاب کردن . از همین قرطی بازیا دیگه دو دفعه برنامه سازی کنن حساب کار دستشون میاد خواهر
من: الو.. من رسیدم هورررررررررررررا من رسیدم الو .. الو... " خانمه:مشترک محترم رو دادم بهتا ؟! اصلا آنتن نداریم تموم شد."
البته من بالاخره ۲ ساعت و نیم بعد به مقصد رسیدم . برای همینم باید خدا رو شکر کرد چون مردم همینم ندارن بله؟ چی رو؟ نمیدونم کلا میگم . خدایا شکرت که به ما رفاه شهری دادی
۲. یه روز به امین نبی اللهی گفتم من عاشق پاییزم میدونی چرا؟ چون هیچ صحنه ای برام قشنگ تر از قدم زدن زیر نورهای نارنجی خیابون نیست وقتی که کف زمین رو بارون خیس کرده و تو از سرما میلرزی اما هروقت این رو به دوستای دوران دانشجوییم میگفتم همه مثل مجسمه نگام میکردن امین هم مثل همیشه خونسرد و متفکر جواب داد چون تو این حرفا رو توی جمعی با تحصیلات فیزیک میزدی نه به یک مشت هنرمند یا نویسنده و بعد هم به خودش اشاره کرد![]()
۳. به قول نفیسه مرشد زاده عشق توی جامعه ما خیلی کمرنگ شده شایدم به خاطر همینه که از هر صدتا طرح سینمایی ۹۹تاش راجع به قتل و خیانت و کلاهبرداریه. انگار ما ایرانیها دوباره با افراط و تفریط یه شرایط بد دیگه توی سینما درست کردیم که باید مثل همیشه کلی تلاش کرد تا سرو سامونش داد
۴. بازم وقتی داشتم درنهایت خونسردی بحث میکردم متوجه شدم که از نظر دیگران من یک انسان عصبی انتقاد ناپذیرم خواستم بگم نه اینطور نیست من فقط یه کم صدام بلنده و یه کم با هیجان حرف میزنم اما دیدم توجیه کردن فایده ای نداره نسیم تو محکومی (کلا گفتم که دور هم باشیم)
۵هیچ چیز برای من جذاب تر از گشایش رمز و رازهای مرموز زندگی نیست مثل اینکه چرا جمعه ۸/۸/۸۸ تولد اما هشتم ماست؟کاش بشه رمزش رو کشف کرد
۶.خوشحالم از اینکه گاهی دستهای حمایتگر خدا رو روی شونه هات احساس میکنی . درست وقتی فکر میکنی دیگه هیچ چیز نداری که به خاطرش باشی سریع یه انگیزه برات جور میشه و دائم آدرس راهی که باید بری به تو گوشزد میشه بازی خدا با بنده هاش خیلی جالب و عزیزه فقط به شرطی که تابع باشی
۷. هیچ شعری به نظرم نمیرسه جز شعر اقتباسی خودم . من اگر پا نشوم تو اگر پا نشوی چه کسی پا بشود؟
چرا؟
چرا به نظر آقاي كلهر رشادتهاي شهدا در جنگ تاثير فيلمهاي وسترن بوده؟
چرا برنجهاي كه بد بود خوب بود يا شايدم برنجهايي كه خوب بود بد بود؟ كلا چرا بد بود خوب بود؟يا خوب بود بد بود؟
چرا الان آخر مهره اما انگار وسط مرداده؟ يعني خورشيد هم بله؟
چرا كرايه رفت پارك وي تا گيشا ۵۰۰ تومانه برگشتش ۵۵۰ تومان؟ يعني جت استريم علاوه بر بالاي جو روي زمين هم تاثير دارد آيا؟
چرا آنفولانزاي خوكي؟ خوب آنفولانزاي پلنگي كه بهتره تازه كلاس هم داره نه؟
چرا آنفولانزاي خوكي توي ايران اسمش نوع اي هست اما برون مرزي اسمش خوكي بدبخت بيشعور؟
چرا اين روزها همه درحال شناختن آسيبن؟ مگه قبلا آسيب رو نميشناختن؟
چرا عاقل كند كاري؟
چرا عاقل نكند كاري؟
چرا اوني كه ميخواستيم تا اطلاع ثانوي تو غبارا گم شده؟يعني مرغي شده پشت حصارا گم شده آيا؟
چرا مركز كامپيوتري سر كوچه ما كه يه هفته است افتتاح شده اسم مغازه اش خط سبزه؟ مگه خطها نبايد قرمز باشه؟
چرا برنامه هاي طنز هرجا كم ميارن از شفيعي جم استفاده ميكنن؟ چون شفيعي جم زيادي هم داره؟
چرا كناره گيري ميشود؟
چرا آقاي بهبهاني ۵۰۰ تا مقاله داره؟ يعني آقاي بهبهاني الان چند سالشه؟
چرا دكتر گونه هاي يلدا رو روي دماغش نصب كرده؟ يعني گونه ها از اول روي دماغش بوده ؟ يا دكترش دوبيني داشته؟
چرا توي جلسات عرفان حلقه شعور كيهاني اونقدر مهمه كه هيچكس نميتونه واسش تعريف واحد بياره؟
چرا دنيا از ماده و انرژي و شعور كيهاني تشكيل شده ؟ يعني فيزيكدانا از آقاي طاهري بيسواد تر بودن؟
چرا عرفان حلقه اونقدر مسئله جدي هست كه كتاباش دست نويسه؟
چرا آقاي رئيس عرفان حلقه خودش هم نميدونه آموزه هاش يك نوع عرفان سرخ پوستيه؟
چرا ما حتي توي مترو هم ميتونيم به شعور كيهاني وصل شيم؟ يعني شعور كيهاني هم از خدمات شاتل استفاده ميكنه كه اينقدر سرعتش بالاست؟
چرا ما خدا رو داريم قران رو داريم نهج البلاغه رو داريم نماز رو داريم بعد عرفان حلقه هم داريم آنفولانزاي خوكي هم داريم فيلمهاي وسترن هم ؟
چرا من الان اينقدر حرف زدم؟
چرا؟
